panderage معنی فارسی جاکشي واژههای دیگر با معنی «جاکشي» bawdry جاکشي، زشتي، وقاحت panderism جاکشي pimp جاکش، جاکشي کردن pander جاکش، کسيکه واسطه انجام مقاصدبد ديگران باشد، جاکشي کردن براي procure بدست اوردن، تحصيل کردن، فراهم کردن procuration وکالت، وکالت نامه، حصول procuance تحصيل چيزي، خريد، نيابت