procuration
UKprɔkjureiʃən
معنی فارسی
وکالت وکالت نامه حصول بدست اوري جاکشي فراهم سازي تحصيل
معنی کامل و مثالها
/präk´yōō ra´shǝn/n.
● (در اصل) ادارهی امور شخص دیگر، مباشرت، پیشکاری، وکالت
● دادن وکالت رسمی
● وکالت محضری (power of attorney هم میگویند)
● تدارک، تهیه، بهدست آوری
مترادفها
noun
1. Agency, management.
2. Authority as an agent, authority to act for another.