دیکشنری فارسی

procuration

UKprɔkjureiʃən

معنی فارسی

وکالت وکالت نامه حصول بدست اوري جاکشي فراهم سازي تحصيل

معنی کامل و مثال‌ها

/präk´yōō ra´shǝn/n.

(در اصل) اداره‌ی امور شخص دیگر، مباشرت، پیشکاری، وکالت

دادن وکالت رسمی

وکالت محضری (power of attorney هم می‌گویند)

تدارک، تهیه، به‌دست آوری

مترادف‌ها

noun
1. Agency, management.
2. Authority as an agent, authority to act for another.

واژه‌های دیگر با معنی «وکالت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن