دیکشنری فارسی

parks

UKpɑːks USpɑ:ks

معنی فارسی

گردشگاه تفرجگاه چراگاه پارک باغ ييلاق شکارگاه ميدان مهمات

تعریف انگلیسی

noun
  1. United States civil rights leader who refused to give up her seat on a bus to a white man in Montgomery (Alabama) and so triggered the national Civil Rights movement (born in 1913)

واژه‌های دیگر با معنی «گردشگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن