passible
معنی فارسی
دردکش متالم شونده تالم پذير
معنی کامل و مثالها
/pas´i bǝl/adj.
● قادر به احساس کردن یا رنج بردن، حسدار، سوهشگر، سترساگر
دردکش متالم شونده تالم پذير
/pas´i bǝl/adj.
● قادر به احساس کردن یا رنج بردن، حسدار، سوهشگر، سترساگر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن