دیکشنری فارسی

shooting

UKʃuːtiŋ US'ʃu:tıŋ

معنی فارسی

تيراندازي شکار با تفنگ تير دردکش جوانه (زني) تير کشنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of firing a projectile “his shooting was slow but accurate”
  2. killing someone by gunfire “when the shooting stopped there were three dead bodies”

واژه‌های دیگر با معنی «تيراندازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن