دیکشنری فارسی

archery

UKɑːtʃəriː US'ɑ:tʃərı

معنی فارسی

تيراندازي کمانداري تيروکمان جماعت تيراندازان

معنی کامل و مثال‌ها

/är´chǝr ē/n.

کمانگیری، تیراندازی با تیروکمان، کمانگری، کمانکشی

an archery contest

مسابقه‌ی تیراندازی با کمان

ابزار کمانگیری (تیر و کمان و زه و غیره)

کمانگران، کمانداران، کمانگیران

ریشه و کاربرد

Noun

The sport or skill of shooting with a bow and arrows, especially at a target.

ریشه

From Old French 'archerie', from 'archier' (archer).

مثال

  • Archery is an Olympic sport.
  • She took up archery as a hobby.
  • The archery competition attracted participants from around the world.

ترکیب‌های رایج

Archery competition Archery lessons Olympic archery

واژه‌های دیگر با معنی «تيراندازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن