دیکشنری فارسی

passim

UKpɑːsiəm USpæ'si:m

معنی فارسی

درهمه جا

معنی کامل و مثال‌ها

/pas´im/adv.

● (در اشاره به متن یا کتاب و غیره) اینجا و آنجا، مکررا، بسایند

تعریف انگلیسی

adverb
  1. used to refer to cited works

مترادف‌ها

adverb
[Lat.] Here and there, everywhere, throughout.

واژه‌های دیگر با معنی «درهمه جا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن