paulin US'pɔlın معنی فارسی برزنت بارپوش واژههای دیگر با معنی «برزنت» canvas piercer درفش برزنت cotton duke کرباس، برزنت، بافت ساده پنبه اي يا کتاني oilcloth پارچه مشمع، پارچه برزنت. tarpaulin کرباس قيراندود، پوش، روکش