pedatifid معنی فارسی شکافته پنجه وار واژههای دیگر با معنی «شکافته» partite شکافته، شکاف دار، جدا cloven شکافته artiodactyl سم شکافته، داراي سم شکافته . artiodactylous سم شکافته cloven-footed سم شکافته cloven-hoofed سم شکافته cleft-palate کام شکافته fissirostral شکافته نوک fissiped پنجه شکافته، سم شکافته، جانورسم شکافته fissile شکافته شدني، قابل انشقاق