fissiped
معنی فارسی
پنجه شکافته سم شکافته جانورسم شکافته
معنی کامل و مثالها
/fis´i ped´/adj.
● (جانور شناسی - دارای انگشتان مجزا از هم) پنجه دار، شکافته انگشت، چاک انگشت
تعریف انگلیسی
noun
- terrestrial carnivores; having toes separated to the base: dogs; cats; bears; badgers; raccoons