دیکشنری فارسی

fissiped

معنی فارسی

پنجه شکافته سم شکافته جانورسم شکافته

معنی کامل و مثال‌ها

/fis´i ped´/adj.

● (جانور شناسی - دارای انگشتان مجزا از هم) پنجه دار، شکافته انگشت، چاک انگشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. terrestrial carnivores; having toes separated to the base: dogs; cats; bears; badgers; raccoons

واژه‌های دیگر با معنی «پنجه شکافته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن