fissidactyl معنی فارسی پنجه شکافته واژههای دیگر با معنی «پنجه شکافته» fissiped پنجه شکافته، سم شکافته، جانورسم شکافته palmatifid داراي شکافي شبيه پنجه دست، شکافته پنجه . pedatifid شکافته، پنجه وار