pelagian
معنی فارسی
دريايي دريا نشين ساکن دريا
معنی کامل و مثالها
/pi lā´jē ǝn/n., adj.
● وابسته به پلاجیوس (Pelagius) و پیروان او، پلاجیوسی
● هر یک از کسانی که گناه آدم و حوا و نیاز به بخشش و برکت خدا برای رستگاری را مورد انکار قرار میدادند
مترادفها
adjective
(also pelagic)
Oceanic, marine, of the ocean.