دیکشنری فارسی

pelagian

معنی فارسی

دريايي دريا نشين ساکن دريا

معنی کامل و مثال‌ها

/pi lā´jē ǝn/n., adj.

وابسته به پلاجیوس (Pelagius) و پیروان او، پلاجیوسی

هر یک از کسانی که گناه آدم و حوا و نیاز به بخشش و برکت خدا برای رستگاری را مورد انکار قرار می‌دادند

مترادف‌ها

adjective
(also pelagic)
Oceanic, marine, of the ocean.

واژه‌های دیگر با معنی «دريايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن