دیکشنری فارسی

pellicle

معنی فارسی

پوسته پوست نازک پرده شامه غشا ورقه

معنی کامل و مثال‌ها

/pel´i kǝl/n.

(جانور شناسی) پوستک

رویه، ایگونرویه

مترادف‌ها

noun
Film, thin skin, thin coating, crust.

واژه‌های دیگر با معنی «پوسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن