pellicle
معنی فارسی
پوسته پوست نازک پرده شامه غشا ورقه
معنی کامل و مثالها
/pel´i kǝl/n.
● (جانور شناسی) پوستک
● رویه، ایگونرویه
مترادفها
noun
Film, thin skin, thin coating, crust.
پوسته پوست نازک پرده شامه غشا ورقه
/pel´i kǝl/n.
● (جانور شناسی) پوستک
● رویه، ایگونرویه
noun
Film, thin skin, thin coating, crust.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن