penful معنی فارسی (يک) قلم ، آنچه در يک قلم جا گيرد واژههای دیگر با معنی «(يک) قلم» trivial segmentation ذخيره شدن هر قلم داده در يک قطعه مجزا global يک کاسه، يک قلم، يکجا globalize يک کاسه، يک قلم، يکجا penicillate داراي نشانهاي مدادي، داراي يک دسته مو بشکل کاکل يا قلم مو lump sum يکجا، يک کاسه، يک قلم PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي rubber banding قابليتي از CAD که به يک مولفه اجازه، مي دهد تا در طول صفحه نمايش بوسيله قلم، الکترونيکي يا دستگاه ماوس به مکان مورد