penniform معنی فارسی پر مانند واژههای دیگر با معنی «پر مانند» plumate پر مانند، پردار plumelike پر مانند thistledwon زائده پر مانند خار، کرک هاي روي خار. marking رنگ زني به پر و پوست و مانند آنها، نشان گذاري plumose پردار، پر مانند bipinnate داراي برگ مرکب که برگچه هاي آن دو برابر، برگچه هاي پر مانند است، داراي دو دسته sandbag کيسه ي شن، کيسه ي باريک که از شن پر ميکنند و مانند، چماق براي حمله بکارميبرند beanbag کيسه ي کوچک که پر است از دانه هاي لوبيا، مانند، و در برخي بازيها براي پرتاب به کار ميرود webby وابسته به تار، تنيدني، پر از تار عنکبوت و غيره . town fog نوعي مه يخ مانند که در درجه حرارت خيلي، پايين توليد مي شود و معمولا در شهرهاي، پر جمعيت ديده مي شود