دیکشنری فارسی

peonage

UKpiːənidʒ

معنی فارسی

پادوي ، فراشي ، غلامي ، قاصدي ، عملگي ،

اصول بکار گرفتن مردمان بدهکار

معنی کامل و مثال‌ها

/pē´ǝ nij/n.

● عملگی، فعلگی، کارگری

● تسویه‌ی بدهی با کار، بیگاری (برای پرداخت قرض)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the condition of a peon
  2. the practice of making a debtor work for his creditor until the debt is discharged

واژه‌های دیگر با معنی «پادوي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن