peonage
UKpiːənidʒ
معنی فارسی
پادوي ، فراشي ، غلامي ، قاصدي ، عملگي ،
اصول بکار گرفتن مردمان بدهکار
معنی کامل و مثالها
/pē´ǝ nij/n.
● عملگی، فعلگی، کارگری
● تسویهی بدهی با کار، بیگاری (برای پرداخت قرض)
تعریف انگلیسی
noun
- the condition of a peon
- the practice of making a debtor work for his creditor until the debt is discharged