دیکشنری فارسی

perdu

معنی فارسی

پنهان مخفي سرباز جان فشان درحال کمين بي پروا ماموريت مخاطره اميز.

مترادف‌ها

adjective
(also perdue)
Lost to sight, hid, concealed, in concealment.

واژه‌های دیگر با معنی «پنهان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن