peristeronic معنی فارسی کبوتري کفتري واژههای دیگر با معنی «کبوتري» homing pigeon بازگشت کبوتر (کبوتري که در مسابقه 800، کيلومتري پرواز کبوتر به خانه بازميگردد) dovetailed دم فاخته اي، دم کبوتري spoke shave رنده مشتي، رنده مشته، رنده کبوتري spokeshave رنده ي گرد، رنده ي مشته، رنده ي کبوتري cropper چيننده، کبوترچتري پا، کبوتري که چينه دان بزرگ دارد