دیکشنری فارسی

perjury

UKpəːdʒəriː US'pə:dʒərı

معنی فارسی

پيمان شکني نقص عهد عهد شکني سوگند شکني گواهي دروغ شهادت دروغ

معنی کامل و مثال‌ها

/pu_r´jǝ rē/n., pl.

(در دادگاه) شهادت دروغ، گواهی دروغ، دروغ عمدی

he was convicted of perjury

به دادن شهادت دروغ محکوم شد.

سوگندشکنی، عهد شکنی

مترادف‌ها

noun
False swearing.

واژه‌های دیگر با معنی «پيمان شکني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن