perpetration of an offence معنی فارسی مباشرت مباشرت در جرم واژههای دیگر با معنی «مباشرت» intendancy مباشرت، نظارت، مديريت supervision مباشرت، نظارت، رسيدگي foremanship مباشرت، سرعملگي commissaryship مباشرت direct killing قتل به مباشرت direct involvement in committing an offence، مباشرت، مباشرت در جرم intendance سرپرستي، مباشرت، اداره conductorship مديريت، مباشرت supervise نظارت کردن، مباشرت کردن، رسيدگي کردن (به) oversee سرکشي کردن به، مباشرت کردن بر، رسيدگي کردن