peskily معنی فارسی ازارنده زحمت دهنده واژههای دیگر با معنی «ازارنده» peskier ازارنده، زحمت دهنده peskiest ازارنده، زحمت دهنده peskiness ازارنده، زحمت دهنده pesky ازارنده، زحمت دهنده injuriously بطور زيان اوريا ازارنده، چنانکه اسيب زنديا لطمه وارداورد scathing زيان رسان، ازارنده، سوزاننده injurious زيان اور، گزند رسان، ازارنده productive of annoyance باعث زحمت، زحمت رسان، ازارنده pestiferous طاعون اور، طاعون زده، فاسد کننده اخلاق ديگران