phlosophies معنی فارسی حکمت ، علم اصول و علل ، حکمت عملي ، ارامش ، اعتدال ، وارستگي ، بردباري واژههای دیگر با معنی «حکمت» philosophy حکمت، علم اصول و علل، حکمت عملي physicism حکمت مادي، حکمت طبيعي، اصالت طبيعت teleology حکمت علم غائي Pythagoreanism حکمت فيثاغورثي، عقيده به تناسخ، تناسخ گرايي metempirics حکمت ماوراي مشهودات wisdom خرد، حکمت، عقل wise saying پند، حکمت metaphysical از روي علم ماوراطبيعت، ازراه حکمت، بطور مجرديامعنوي physico theology الهيات طبيعي، حکمت الهي موافق اصول طبيعي metaphsics دانش ماوراي طبيعت، علم معقولات، حکمت