phylacteriesJudaism معنی فارسی حقه چرمي کوچک که برخي ايات توريه راروي پوست نوشته توي ان مي گذارند ، طلسم واژههای دیگر با معنی «حقه چرمي کوچک که برخي ايات توريه راروي پوست» phylactery حقه چرمي کوچک که برخي ايات توريه راروي پوست، نوشته توي ان مي گذارند، طلسم