pial معنی فارسی درهم وبرهم بي ترتيب. معنی کامل و مثالها /pī´ǝl/adj.● (کالبد شناسی) نرمشامهای واژههای دیگر با معنی «درهم وبرهم» higgledy piggledy درهم وبرهم، بطور درهم وبرهم، اشفته ونامرتب. tousy درهم وبرهم، پريشان، مچاله untidily درهم وبرهم untidiness درهم وبرهم untidy درهم وبرهم hotchpotch اش درهم وبرهم، اش شله قلمکار. helter skelter بطور درهم وبرهم، هرج ومرج. muss درهم وبرهم ياکثيف کردن، تلا ش، تقلا shaggier زبر، درهم وبرهم، کرک شده shaggiest زبر، درهم وبرهم، کرک شده