pindari معنی فارسی پنداري ، غارتگر سواره درهندوستان درسده هاي 17 و 18 واژههای دیگر با معنی «پنداري» artificalism ساخته پنداري deja entendu شنوده پنداري animatism جاندار پنداري adultomorphism بزرگسال پنداري machismo مرد برتر پنداري، نرينه رفتاري zoanthropy انسان دد پنداري Pindaric وابسته به شاعرنامي يوناني، چکامه پنداري، غلنبه simplist ساده انگار، متمايل به ساده پنداري همه چيز، رجوع شود به simplistic