دیکشنری فارسی

piss

UKpis USpıs

معنی فارسی

شاشيدن ، با شاش بيرون دادن ، شاشي کردن ، شاش

معنی کامل و مثال‌ها

/pis/n., vi., vt.

● شاش، پیشاب، بول، گمیز، ادرار، چامین

to take (or have) a piss

شاش کردن

● (کمی زننده - urinate بجاتر است) شاشیدن، پیشاب کردن، گمیز کردن، ادرار کردن

the child pissed all over the rug

بچه روی همه‌ی قالیچه شاشید.

● (آبگونه) دفع کردن، بیرون دادن

to piss blood

خون شاش کردن

* piss about (or around)

(خودمانی - زننده) وقت تلف کردن، ولگردی کردن

* piss off

(خودمانی - زننده) 1- دلخور کردن، عصبانی کردن 2- رفتن، گور خود را گم کردن

laughing in class pisses this teacher off

این معلم از خنده در کلاس خیلی بدش می‌آید.

piss off!

گمشو!

* piss oneself

(انگلیس - خودمانی - زننده) از خنده بی‌اختیار شدن

* piss-take

(انگلیس - خودمانی - زننده) مسخره بازی، (کسی را) دست انداختن

* piss-up

(انگلیس - خودمانی - زننده) مشروب خوری به حد افراط

* take the piss out of

(انگلیس - خودمانی - زننده) مسخره کردن، (کسی را) دست انداختن

ریشه و کاربرد

ریشه

Origin uncertain, possibly imitative.

مثال

  • He urgently needed to piss and searched for a restroom.
  • The dog lifted its leg to piss on the fire hydrant.
  • She accidentally pissed herself laughing at the joke.

تعریف انگلیسی

verb
  1. liquid excretory product “there was blood in his urine” “the child had to make water”
  2. informal terms for urination “he took a pee”
  3. eliminate urine “Again, the cat had made on the expensive rug” “Something ----s” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «شاشيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن