plasticization معنی فارسی نرم سازي واژههای دیگر با معنی «نرم سازي» mollification نرم سازي، فرونشاني، تسکين subtilization نرم سازي، ترقيق، ملايمت levigation نرم سازي، سايش، صلايه maceration (عمل) خيساندن، نرم سازي، نفس کشي malaxation خمير سازي، نرم سازي، مشت و مال trituration سايش، نرم سازي، گرد lubrication روغن زني، نرم سازي mealing آردسازي، نرم سازي pulverization سايش، سحق، نرم سازي PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي