دیکشنری فارسی

trituration

معنی فارسی

سايش نرم سازي گرد

معنی کامل و مثال‌ها

/trich´ǝ rā´shǝn/n.

گرد سازی، پودر سازی

(دارو) گرد

مترادف‌ها

noun
Pulverization, comminution, levigation.

واژه‌های دیگر با معنی «سايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن