دیکشنری فارسی

detrition

معنی فارسی

سايش ساييدگي خردشدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/dē trish´ǝn/n.

سایش (در اثر اصطکاک)، ساییدگی، رفتگی (در اثر مالش)

تعریف انگلیسی

noun
  1. erosion by friction
  2. the wearing down of rock particles by friction due to water or wind or ice
  3. effort expended in moving one object over another with pressure

واژه‌های دیگر با معنی «سايش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن