plenitudinous
معنی فارسی
وافر سرشار. فربه تنومند لندهور
معنی کامل و مثالها
/plen´i tōōd´'n ǝs/adj.
● فراوان، وافر، سرشار
● فربه، تنومند، لندهور
وافر سرشار. فربه تنومند لندهور
/plen´i tōōd´'n ǝs/adj.
● فراوان، وافر، سرشار
● فربه، تنومند، لندهور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن