port 2 معنی فارسی بندر واژههای دیگر با معنی «بندر» port بندر، لنگرگاه، بندرگاه seaport بندر، شهر لب دريا cril سد بندر، مانع دهانه بندر (دريايي) Kerch بندر کرچ، تنگه ي کرچ Davao بندر داو Jidda بندر جده outer harbor پيش بندر bordeaux بندر بردو، ناحيه ي اطراف شهر بردو که در شرابسازي، شهرت دارد aport روبه بندر، بسوي بندر، (در کشتي) بطرف چپ کشتي terminal port بندر مقصد، بندر بارانداز، آخرين بندر حرکت