دیکشنری فارسی

possessions

USpə'zeʃənz

معنی فارسی

تصرف دارا بودن مالکيت دارايي ثروت

مترادف‌ها

noun plural
Property, estate, effects, assets.

واژه‌های دیگر با معنی «تصرف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن