precipitates
UKprisipiteits
معنی فارسی
ته نشست ، رسوب ، ته نشين ،
جسمي که از محلولي جدا ميشود
ته نشست ، رسوب ، ته نشين ،
جسمي که از محلولي جدا ميشود
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن