دیکشنری فارسی

sediment

UKsedimənt US'sedəmənt

معنی فارسی

ته نشست لاي رسوب

معنی کامل و مثال‌ها

/sed´ǝ mǝnt/n.

● نهشت، نهشته، رسوب، ته نشست، ته‌نهشت، درد، لرت، درده، لای

the sediment at the bottom of a vinegar bottle

نهشت ته بطری سرکه

● (زمین شناسی) رسوب بادی یا آبی، پادکانه، آب‌نهشت، بادنهشت

تعریف انگلیسی

verb
  1. matter that has been deposited by some natural process
  2. deposit as a sediment “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  3. settle as sediment “Something ----s” “Something is ----ing PP”

مترادف‌ها

noun
Dregs, lees, settlings, grounds, precipitate.

واژه‌های دیگر با معنی «ته نشست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن