predatorial معنی فارسی درنده ، غارتگر، يغماگر، تغذيه کننده از شکار. واژههای دیگر با معنی «درنده» fierce درنده، شرزه، حريص truculent درنده خو، سبع، وحشي tigerlike درنده خو، ببر صفت. ferocious درنده خوي، وحشي، ستمگر truculency درنده خويي، سبعيت، وحشي گري ferocity درنده خويي، ستمگري، وحشي گري truculence درنده خويي، سبعيت، وحشي گري wolfishness درنده خويي، گرگ صفتي rapaciously از روي درنده خويي، حريصانه، باخوي غارت گري requin کوسه ماهي درنده .