دیکشنری فارسی

prelusive

معنی فارسی

مقدماتي خبر دهنده حاکي

مترادف‌ها

adjective
(also prelusory)
Introductory, prefatory. See preliminary.

واژه‌های دیگر با معنی «مقدماتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن