دیکشنری فارسی

prepense

معنی فارسی

دانسته عمدي قصدي تعدي پيش انديشيده

معنی کامل و مثال‌ها

/prē pens´/adj.

● تعمدی، طبق نقشه‌ی قبلی، از روی قصد، قصدی

malice prepense

(حقوق) سونیت نقشه‌ریزی شده

مترادف‌ها

adjective
Devised or contrived beforehand, premeditated, aforethought.

واژه‌های دیگر با معنی «دانسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن