presentative
معنی فارسی
نمايش دهنده ، ارائه دهنده ،
شايسته معرفي شدن موکول به معرفي
معنی کامل و مثالها
/prē zent´ǝ tiv/adj.
● شغل کلیسایی که از محل ملک یا پول اهدایی تامین میشود و اهدا کننده حق تعیین کشیش مصدر شغل را دارد
● (فلسفه - روانشناسی) نمایی، درونهیافتی