دیکشنری فارسی

presentative

معنی فارسی

نمايش دهنده ، ارائه دهنده ،

شايسته معرفي شدن موکول به معرفي

معنی کامل و مثال‌ها

/prē zent´ǝ tiv/adj.

شغل کلیسایی که از محل ملک یا پول اهدایی تامین می‌شود و اهدا کننده حق تعیین کشیش مصدر شغل را دارد

(فلسفه - روان‌شناسی) نمایی، درونه‌یافتی

واژه‌های دیگر با معنی «نمايش دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن