prill
USprıl
معنی فارسی
تکه ي کوچک حبه ساچمه حبه کردن
معنی کامل و مثالها
/pril/n., vt.
● تکهی کوچک، حبه، ساچمه
● حبه کردن
تکه ي کوچک حبه ساچمه حبه کردن
/pril/n., vt.
● تکهی کوچک، حبه، ساچمه
● حبه کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن