دیکشنری فارسی

printable

UKprintəbl US'prıntəbəl

معنی فارسی

چاپ کردني مجازبراي چاپ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/print´ǝ bǝl/adj.

● قابل چاپ، چاپ کردنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fit for publication because free of material that is morally or legally objectionable “printable language”

واژه‌های دیگر با معنی «چاپ کردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن