prisidio معنی فارسی دژ قلعه نظامي شهر پادگان دار واژههای دیگر با معنی «دژ» fort دژ، قلعه، قلعه نظامي acropolis دژ، قلعه در شهرهاي قديم يونان، نام دژ معروف آتن castle دژ، قلعه، کاخ stronghold دژ، قلعه نظامي، سنگر fortalice دژ کوچک، قلعه کوچک disoperation دژ همکنش Ticonderoga دژ تايکاندروگا paranephros دژ پيه روي گرده، غده روي کليه casbah قلعه دژ (درافريقاي شمالي)، محله بوميهاي شهرهاي شمالي افريقا (از کلمه عربي قصبه) castellany شغل يا مقام حاکم قلعه يا دژ، کوتوالي، ارگبدي