دیکشنری فارسی

stronghold

UKstrɔŋhould US'strɔŋ'həuld

معنی فارسی

دژ قلعه نظامي سنگر پناه گاه

معنی کامل و مثال‌ها

/-hōld´/n.

محل مستحکم، دژ، قلعه، کتل، کوت، کلات

پایگاه، محل تمرکز (پیروان عقیده یا کیش بخصوص)

مترادف‌ها

noun
Fort, fortress, castle, citadel, fortification, fastness, keep, bulwark, donjon, muniment, fortified place.

واژه‌های دیگر با معنی «دژ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن