proclitic معنی فارسی پيش بست پيش چسب معنی کامل و مثالها /prō klit´ik/adj., n.● (دستور زبان) پیش بست، پیش چسب واژههای دیگر با معنی «پيش بست» outrigger تير پيش آمده، پايه پاروگير، بست کرجي اي که پاروگيرآن بست يا پايه دارد