progenitive
معنی فارسی
توليد کننده زاينده داراي نيروي توليد توليدي
معنی کامل و مثالها
/prō jen´ǝ tiv/adj.
● بارور، فرزند آور، زایا، پر زاد و رود
توليد کننده زاينده داراي نيروي توليد توليدي
/prō jen´ǝ tiv/adj.
● بارور، فرزند آور، زایا، پر زاد و رود
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن