دیکشنری فارسی

prong

UKprɔŋ

معنی فارسی

چنگال شانه شاخه دندانه سوراخ کردن پسل زدن برگرداندن

معنی کامل و مثال‌ها

/prôŋ/n., vt.

(چنگال و غیره) شاخه

this fork has four prongs

این چنگال چهار شاخه دارد.

هر چیز نوک تیز (مانند نوک شاخ گوزن)، تیزه، تیزی

(با شاخه‌ی چنگک یا چنگال و غیره) برداشتن، بلند کردن، سوراخ کردن، خرد کردن (خاک)

ریشه و کاربرد

Noun

A pointed or projecting part, typically branching out from the main body of something.

ریشه

From Middle English 'pronge', of Germanic origin; related to Dutch 'prang' and German 'Pranger' (both meaning 'prong, fork').

مثال

  • The fork had three prongs.
  • The prongs of the rake were bent.
  • He used the prong of the screwdriver to open the paint can.

ترکیب‌های رایج

Three-pronged Fork prongs Rake prongs Antler prong

واژه‌های دیگر با معنی «چنگال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن