propugn معنی فارسی حمايت کردن از دفاع کردن از محقق کردن پشتيباني کردن از واژههای دیگر با معنی «حمايت کردن از» vindicate حمايت کردن از، پشتيباني کردن از، دفاع کردن از maintrain نگهداري کردن، ادامه دادن، عقيده داشتن uphold بالا نگاه داشتن، راست نگاه داشتن، پشتي کردن (از) espouse عقدکردن، عروسي کردن با، ازدواج کردن با defend دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن defendable دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن