protoplasmic UKproutəplæsmik معنی فارسی سفيده ياخته جرم زنده واژههای دیگر با معنی «سفيده ياخته» plasm سفيده ياخته، جرم زنده protoplasm سفيده ياخته، جرم زنده protoplasmal سفيده ياخته، جرم زنده sarcode سفيده ياخته حيواني plasmic وابسته به سفيده ياخته cytoplasm سفيده ياخته (سيتوپلاسم) metaplasm (در ياخته شناسي) بخشي از سفيده که، موادياخته ساز در آنست، قلب حروف plasma membrane (زيست شناسي) غشاء خارجي سفيده ياخته .