protrusion of the womb معنی فارسی قرن واژههای دیگر با معنی «قرن» aeon قرن ازل، قوه ازلي eon قرن ازل، قوه ازلي centennium قرن صدساله، مدت صد سال centuries قرن صدساله، قرن فرنگي century قرن صدساله، قرن فرنگي cinquecento قرن شانزدهم، هنر و ادبيات ايتاليا در سده ي شانزدهم ميلادي seicento قرن شانزدهم quattrocento قرن چهاردهم. tricentennial هر سه قرن يک بار، هر سيصد سال يک بار، سيصد ساله lancers نوعي رقص قرن نوزدهم، موسيقي اين رقص