public prosector معنی فارسی دادستان مدعي العموم واژههای دیگر با معنی «دادستان» attorney-general دادستان procurator fiscal دادستان prosecuting attorney دادستان attorney general دادستان کل، وزير دادگستري procuration fiscal دادستان بخش در اسکاتلند united states attorney دادستان کل ايالات متحده lord advocate دادستان کل مامور به اسکاتلند Ag مخفف: Advocate General دادستان کل، وزير دادگستري solicitor general مشاورحقوقي دولت که در رتبه پايين، ترازدادستان است، معاون دادستان