public sale معنی فارسی حراج مزايده . واژههای دیگر با معنی «حراج» auction حراج، هراج، حراج کردن sale by auction حراج auctioneer دلال حراج، حراج گذار، حراج کردن sell by auction حراج کردن، به مزايده فروختن dutch auction حراج هلندي، حراجي که از قيمت بالا شروع، ميشود vendue حراج عمومي، مزايده pilefered shipment کالاي حراج شده، کالاي فرسوده حراج شده pileferable اقلام قابل حراج، اقلام قابل فروش بصورت فرسوده article of roup اموال مورد حراج clearance sale فروش به منظور تصفيه، حراج